ربایلغتنامه دهخداربای . [ رُ ] (نف مرخم ) ربا. مخفف رباینده ، و بیشتر بصورت مزید مؤخر کلمه ٔ مرکب آید.- آهن ربای ؛ رباینده ٔ آهن . رجوع به آهن ربا شود.- بوسه ربای ؛ رباینده و
ربعیلغتنامه دهخداربعی . [ رَ ب َ ] (اِخ ) عبدالسلام بن المفرج . (از اعلام زرکلی ). رجوع به عبدالسلام ربعی شود.
ربعیلغتنامه دهخداربعی . [ رَ ب َ ] (اِخ ) عیسی بن ابراهیم بن محمد الربعی الیمنی (480 هَ . ق .) خزرجی گفته است : فقیه و فاضل و استاد نحو و صرف و لغت بود. او راست : النظام الغریب
ربعیلغتنامه دهخداربعی . [ رَ ب َ عی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به طایفه ٔ ربیعة. (ناظم الاطباء). منسوب است به ربیعةبن نزار. (از انساب سمعانی ) (منتهی الارب ).
رباییلغتنامه دهخداربایی . [ رُ ] (حامص ) (از: ربا «ربای » + «َی »، پسوند مصدری ) با کلماتی ترکیب شود و معنی حاصل مصدری دهد، مانند: دلربایی ، جان ربایی ، هوش ربایی و غیره .