رباطیلغتنامه دهخدارباطی . [ رِ ] (اِخ ) احمدبن سعیدبن ابراهیم رباطی ، مکنی به ابوعبداﷲ. مسلم و بخاری و دیگران از او روایت دارند. وی یکی از ثقات راویان بشمار آید. پس از سال 243 هَ
رباطیلغتنامه دهخدارباطی . [ رِ ] (ص نسبی ) منسوب به رباط. || منسوب است به رباط و آن اسمی است برای رباط گله ٔ اسبان و نگهبانی و حفظ دارندگان آن از مرز اسلام در برابر دشمنان . (از
رباطیلغتنامه دهخدارباطی . [ رُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سرولایت شهرستان نیشابور. سکنه ٔ آن 558 تن . رباطی در جلگه قرار دارد. آب آن از قنات و فرآورده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ جغرا
رباطیلغتنامه دهخدارباطی . [ رُ ](اِخ ) دهی است از بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور دارای 191 تن جمعیت . آب ده از قنات تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر
رباطیلغتنامه دهخدارباطی .[ رُ ] (اِخ ) محمدبن مضربن معن مروزی رباطی ، مکنی به ابومضر. صاحب اخبار و حکایات . وی را از اینروی رباطی نامیده اند که در مرو در رباط عبداﷲبن مبارک ساکن
رباطی بلوچهالغتنامه دهخدارباطی بلوچها. [ رُ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش سرولایت شهرستان نیشابور دارای 9 تن جمعیت . در این ده معدن نمک وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
علی رباطیلغتنامه دهخداعلی رباطی .[ ع َ ی ِ رِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن حسین رباطی مغربی مالکی ، مشهور به ابن بری و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ابن بری و علی (ابن محمدبن ...)
ابراهیم رباطیلغتنامه دهخداابراهیم رباطی . [ اِ م ِ رِ ] (اِخ ) از عرفای قرن سوم هجری ، اصلاً از مردم هرات . رباط موضعی است به نزدیک هرات و ابراهیم ستنبه ٔ هروی شیخ او بوده است .
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش ایذه ٔ شهرستان اهواز. سکنه ٔ آن 90 تن است . آب رباط از چاه و قنات بدست می آید و فرآورده ٔ عمده ٔ آن غلات است . (از فره
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان ماهیدشت بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه واقع در 27هزارگزی باختری کرمانشاه . سکنه ٔ آن 650 تن . آب ده از رودخانه ٔمرک تأمین می
رباطی بلوچهالغتنامه دهخدارباطی بلوچها. [ رُ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش سرولایت شهرستان نیشابور دارای 9 تن جمعیت . در این ده معدن نمک وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
علی رباطیلغتنامه دهخداعلی رباطی .[ ع َ ی ِ رِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن حسین رباطی مغربی مالکی ، مشهور به ابن بری و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به ابن بری و علی (ابن محمدبن ...)
ابراهیم رباطیلغتنامه دهخداابراهیم رباطی . [ اِ م ِ رِ ] (اِخ ) از عرفای قرن سوم هجری ، اصلاً از مردم هرات . رباط موضعی است به نزدیک هرات و ابراهیم ستنبه ٔ هروی شیخ او بوده است .
کاجلغتنامه دهخداکاج . (اِخ ) رباطی است میان قم و ری که آن را دیرکاج گویند. (جهانگیری ) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ).