رباجةلغتنامه دهخدارباجة. [ رَ ج َ ] (ع مص ) گول و کندخاطر گردیدن . (ناظم الاطباء). کندذهن بودن . (اقرب الموارد).
رباجةلغتنامه دهخدارباجة.[ رَ ج َ ] (ع اِمص ) گولی و سستی و کندی خاطر. (آنندراج ) (منتهی الارب ). اسم از تربّج ، بمعنی کندذهنی . (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). و رجوع به تربّج شود
رباوةلغتنامه دهخدارباوة.[ رُ وَ ] (ع اِ) رَباوة. رِباوة. زمین بلند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به رَباوة شود.
رباوةلغتنامه دهخدارباوة. [ رِ وَ ] (ع اِ) رَباوة. زمین بلند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به رَباوة شود.
رباطةلغتنامه دهخدارباطة. [ رِ طَ ] (ع مص ) رباطه . سخت شدن دل . (ناظم الاطباء). سنگین دل شدن . (اقرب الموارد) (ازمتن اللغة). || الهام کردن صبر و قوی دل گردانیدن کسی را. (ناظم الا
رباغةلغتنامه دهخدارباغة. [ رَ غ َ ] (ع اِمص ) بسیاری و فراوانی و کثرت و زیادتی . (ناظم الاطباء). بسیاری . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). اسم مصدر است از اَرْبَغَ بمعنی بسیار ا
رباوةلغتنامه دهخدارباوة.[ رُ وَ ] (ع اِ) رَباوة. رِباوة. زمین بلند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به رَباوة شود.
رباوةلغتنامه دهخدارباوة. [ رِ وَ ] (ع اِ) رَباوة. زمین بلند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به رَباوة شود.
رباطةلغتنامه دهخدارباطة. [ رِ طَ ] (ع مص ) رباطه . سخت شدن دل . (ناظم الاطباء). سنگین دل شدن . (اقرب الموارد) (ازمتن اللغة). || الهام کردن صبر و قوی دل گردانیدن کسی را. (ناظم الا