رباتلغتنامه دهخداربات .[ رِ ] (ع اِ) کاروانسرا و منزلگاه و رباط. (ناظم الاطباء) (از شعوری ج 2 ورق 17). و رجوع به رباط شود.
رباتلغتنامه دهخداربات . [ رَ ] (ع اِ) پشته و بلندی . (آنندراج ) (اقرب الموارد). ربا. رباة. ربی . پشته . تپه . کوه . کوه کوچک . (ناظم الاطباء).
رباتلغتنامه دهخداربات . [ رَب ْ با ] (ع اِ) ج ِ رَبّة. (ناظم الاطباء). || ج ِ رابیة. (متن اللغة).- ربات ِ حِجال ؛ زنان حجله ها. بانوان حرم : التفات نمودن به ربات حجال لایق کرم
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش ایذه ٔ شهرستان اهواز. سکنه ٔ آن 90 تن است . آب رباط از چاه و قنات بدست می آید و فرآورده ٔ عمده ٔ آن غلات است . (از فره
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان ماهیدشت بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه واقع در 27هزارگزی باختری کرمانشاه . سکنه ٔ آن 650 تن . آب ده از رودخانه ٔمرک تأمین می
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ] (اِخ ) نام رودخانه ای در حوالی بهشهر که از کوههای یخکش سرچشمه میگیرد. رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ رابینو ص 93 شود.
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ ](اِخ ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند. سکنه ٔآن 78 تن . آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمده غلات و چغندر است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
رباطلغتنامه دهخدارباط. [ رُ] (اِخ ) دهی است از بخش طیبات شهرستان مشهد، دارای 235 تن جمعیت . آب ده از رودخانه بدست می آید و محصول عمده ٔ آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج