ربفرهنگ مترادف و متضاد۱. آفریدگار، الله، باریتعالی، پروردگار، خدا، مرق، یزدان ۲. ارباب، صاحب، مالک، مخدوم
ربلغتنامه دهخدارب . [ رَ ] (از ع ، اِ) لغتی است در رَب ّ که گاهی مخفف آید. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از متن اللغة). لغتی است در رب که از نامهای خداوند تبارک و تعالی باش
ربلغتنامه دهخدارب . [ رَب ْ ب ِ ] (ع منادا، صوت ) مخفف ربی . خدای من : و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تُحْی ِ الموتی قال او لم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی . (قرآن 260/2)، و چ
ربلغتنامه دهخدارب . [ رَب ب ] (اِخ ) از نامهای خدای تعالی . (ازاقرب الموارد) (از آنندراج ) (دهار) (از مجمل اللغة).پروردگار و خداوند و هو اسم من اسماء اﷲ تعالی و لایطلق باللام
ربلغتنامه دهخدارب . [ رَب ب ] (ع مص ) فراهم آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (از متن اللغة). جمع کردن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر اللغة
رَبِّفرهنگ واژگان قرآنمخفف يا ربِّي - اي پروردگارمن - اي پرورش دهنده من(درعباراتی نظیر "رَّبِّ زِدْنِي عِلْماً "وکلمه رب بمعناي مالکِ مدبر است )