راینلغتنامه دهخداراین . [ ی ِ ] (اِخ ) قصبه و مرکز بخش راین از شهرستان بم ،واقع در 75هزارگزی شمال باختری بم و 23هزارگزی باختر راه شوسه ٔ کرمان - بم . مختصات جغرافیایی این قصبه ب
راینلغتنامه دهخداراین . [ ی ِ ] (اِخ ) یکی از بخش های سه گانه ٔ شهرستان بم . این بخش در شمال باختری شهرستان بم واقعو حدود آن بدین شرح است : از سمت شمال و شمال خاوری به شهرستان ک
رئینلغتنامه دهخدارئین . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کسبایر بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد، واقع در 27هزارگزی جنوب باختری بجنورد. سکنه ٔ آن 628 تن . آب آن از چشمه تأمین میشود و م
رعینلغتنامه دهخدارعین . [ رَ ] (ع اِ) گله ٔ اسبان اندک . (ناظم الاطباء). رعیل . (اقرب الموارد). رجوع به رَعیل شود.
رعینلغتنامه دهخدارعین . [ رُ ع َ ] (اِخ )قلعه ای در یمن . (ناظم الاطباء) (از قاموس الاعلام ترکی ). نام کاخ محتشمی است در یمن . (از معجم البلدان ).
راین قلعهلغتنامه دهخداراین قلعه . [ ی ِ ق َ ع َ ] (اِخ ) دیه و مرکز دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 150هزارگزی جنوب کهنوج ، سر راه مالرو بشاکرد - کهنوج . این ده در کوهستا
راین قلعهلغتنامه دهخداراین قلعه . [ ی ِ ق َ ع َ ] (اِخ ) دیه و مرکز دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 150هزارگزی جنوب کهنوج ، سر راه مالرو بشاکرد - کهنوج . این ده در کوهستا