رایحةلغتنامه دهخدارایحة. [ ی ِ ح َ ] (ع ص ، اِ) رایحه . رائحة. اسم فاعل از ریشه ٔ «روح ». مؤنث رائح . زن شادمانی کننده . (ناظم الاطباء). || زنی که درشبانگاه آید. (از منتهی الارب
رایحهدرمانیaromatherapyواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از طب گیاهی که در آن از برخی روغنهای گیاهی، بهصورت استنشاقی یا همراه با ورزمان، بهصورت موضعی (حمام یا کمپرس)، استفاده میشود