رایاواژهنامه آزادکسی که خداوند به او لطف و عنایت دارد خردمند فکر و اندیشه رای کسی که خداوند به او لطف و عنایت دارد خردمند فکر و اندیشه رای
رعیالغتنامه دهخدارعیا. [ رُع ْ ] (ع مص ) پرداختن از جهل و باز ایستادن از آن . (از منتهی الارب ). رَعوی ْ. رِعوْ. رُعوَة. رِعوَة. (منتهی الارب ). رجوع به مصادر مذکور شود.
رایعلغتنامه دهخدارایع. [ ی ِ ] (ع ص ) رائع. اسم فاعل از ریشه ٔ «ریع». زیادشونده و برکت کننده . ج ، ارواع ، رُوَّع . || زیاده . (از ناظم الاطباء). فنایی است از فناهای مدینه . (آن
رایاندنلغتنامه دهخدارایاندن . [ دَ ] (مص ) رهنمائی نمودن به بیرون . هدایت کردن . (ناظم الاطباء). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
رایاتلغتنامه دهخدارایات . (ع اِ) ج ِ رایت . (المنجد) (منتهی الارب ) (دهار) (اقرب الموارد). علم ها. (اقرب الموارد) (منتخب اللغات ) (غیاث اللغات ) (از فرهنگ نظام ). نشانه های لشکر.
رایاندنلغتنامه دهخدارایاندن . [ دَ ] (مص ) رهنمائی نمودن به بیرون . هدایت کردن . (ناظم الاطباء). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
رایاتلغتنامه دهخدارایات . (ع اِ) ج ِ رایت . (المنجد) (منتهی الارب ) (دهار) (اقرب الموارد). علم ها. (اقرب الموارد) (منتخب اللغات ) (غیاث اللغات ) (از فرهنگ نظام ). نشانه های لشکر.