راکدلغتنامه دهخداراکد. [ ک ِ ] (ع ص ) ثابت و برجای از هر چیزی . (از تاج العروس ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آرام گرفته . (کنزاللغات ). ساکن ، مقابل جاری . (از متن
راکدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت د، ساکن، ایستاده، بیجنبش، بیتحرک▼، متوقف، ازحرکت بازمانده، بیحرکت▼ کساد، بیرونق، بیمشتری
راکدةلغتنامه دهخداراکدة. [ ک ِ دَ ] (ع ص ) مؤنث راکد. ج ، راکدات ، رواکد. ساکن . (ازتاج العروس ) (از متن اللغة). و رجوع به راکد شود.