883 مدخل
نام قدیم قزوین.
رایا. (اِخ ) مردی از سبط راوبین و پسر لیخا. (از قاموس کتاب مقدس ).
رایا. (اِ) کسی که خداوند به او متوجه است . (قاموس کتاب مقدس ).
رایا. (اِخ ) اسم مردی که پسرانش بازر و بابل مراجعت کردند. (قاموس کتاب مقدس ).
heater, radiator
radial
رادیاتور
رازیانه
رادیانها، پرتو افکنی، شید، تابندگی، تشعشع، درخشندگی، پرتو