رأللغتنامه دهخدارأل . [ رَءْل ْ ] (ع اِ) بچه ٔ شترمرغ . (از اقرب الموارد) (از المنجد) (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (دهار). بچه ٔ یک ساله ٔ شترمرغ . (
رألةلغتنامه دهخدارألة. [ رَءْ ل َ ] (ع اِ) مؤنث رأل . (منتهی الارب ). بچه ٔ شترمرغ . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد). و رجوع به رأل شود. || بچه ٔ یکس
رالیغلغتنامه دهخدارالیغ. (اِخ ) تلفظ ترکی رالیگ و آن قصبه ای است در ممالک متحده ٔ امریکا. رجوع به رالیگ در این لغت نامه شود.
رالانلغتنامه دهخدارالان . (اِخ ) نام کوهی است که در باره ٔ آن گفته اند: أو مااقام مکانه رالان . (از معجم البلدان ج 3).
رألةلغتنامه دهخدارألة. [ رَءْ ل َ ] (ع اِ) مؤنث رأل . (منتهی الارب ). بچه ٔ شترمرغ . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد). و رجوع به رأل شود. || بچه ٔ یکس
رئلانلغتنامه دهخدارئلان . [رِءْ ] (ع اِ) ج ِ رأل . بچه های شترمرغ یا بچه های یکساله ٔ آن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از آنندراج ) (از منتهی الارب ). و رجوع به رأل و رئا