راهبان مدرسهchildren's crossing advisorواژههای مصوب فرهنگستانشخصی آموزشدیده که مسئولیت عبور دادن دانشآموزان را از عرض خیابان در ساعات خاصی از روز بر عهده دارد
دیرالاسکونلغتنامه دهخدادیرالاسکون . [ دَ رُل ْ اَ ] (اِخ ) دیری است در حیره مشرف بر نجف و در آن محرابها و راهبانی هستند که از واردین پذیرائی میکنند و در طریق واسط قرار دارد. (از معجم
دیر بلاضلغتنامه دهخدادیربلاض . [ دَ رِ ب َ ] (اِخ ) از توابع حلب مشرف بر عِم ّ است و در آن راهبانی میباشند که کشتزارهائی دارند و دیری مشهور و قدیم است . (از معجم البلدان ).
دیرالسوسیلغتنامه دهخدادیرالسوسی .[ دَ رُ س ْ سو سی ی ] (اِخ ) بلاذری گوید همان دیر مریم است آن را مردی از اهل سوس ساخت و در آن با راهبانی ساکن گشت و سپس به این نام خوانده شد و آن در
بانیلغتنامه دهخدابانی . (پسوند) (از: بان پسوند حفاظت + ی حاصل مصدر) این ترکیب تنها بکار نرود و بلکه «بان » به آخر اسامی درآید و اسم مرکب سازد و سپس یاء به آن اضافه شودو معنی مصد