اطلاعات راهکنشیtactical intelligence, TACINTELواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعاتی که برای طرحریزی و سازماندهی و اجرای عملیات راهکنشی لازم است
تدبیر راهکنشیtactical conceptواژههای مصوب فرهنگستانشرح وضعیتی اجمالی که مبنای پذیرفتهای است برای بسط و تکمیل رهنامۀ راهکنشی در آینده
قطر راهکنشیtactical diameterواژههای مصوب فرهنگستانقطر نیمدایرهای که در نتیجۀ گردش 180 درجهای شناور با ثابت نگه داشتن سرعت و زاویۀ سکان نسبت به راه اصلی به وجود میآید
افسر هوایی راهکنشیtactical air officer, afloatواژههای مصوب فرهنگستانافسر هوایی تحت فرماندهی نیروی آبخاکی که برنامهریزی همۀ مراحل مشارکت هوایی عملیات آبخاکی و عملیات پشتیبانی هوایی نیروها را در مسیر و در داخل منطقۀ هدف هماهنگ
فرمانده هوایی راهکنشیtactical air commanderواژههای مصوب فرهنگستانافسری که در هنگام عبور از ساحل، به نیابت از فرماندهِ نیروهای پیادهشونده، مسئولیت واپایش و هماهنگی عملیات هوایی را در منطقۀ فرماندهی عملیات نیروهای پیادهشونده
جلوداریlead-out/lead outواژههای مصوب فرهنگستانراهکنشی که در آن دوچرخهسوار، درحالیکه با سرعت میراند، به همتیمی خود اجازه میدهد در باد او بخوابد تا بتواند برای سرعترانی پایانی آماده شود
راهبُرد ترمیمی بیانیexpressive repair strategyواژههای مصوب فرهنگستانراهکنشی که فرستندۀ پیام برای مفهوم شدن پیام ارتباطی به کار میبرد
راهبُرد ترمیمی دریافتیreceptive repair strategyواژههای مصوب فرهنگستانراهکنشی که گیرندۀ پیام برای مفهوم شدن پیام ارتباطی به کار میبرد
اطلاعات راهکنشیtactical intelligence, TACINTELواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعاتی که برای طرحریزی و سازماندهی و اجرای عملیات راهکنشی لازم است
آتشبارbattery 1واژههای مصوب فرهنگستانیگانی راهکنشی و اجرایی در واحدهای توپخانه که در یگانهای پیاده و سایر رستههای نظامی معادل گروهان است