راهکانلغتنامه دهخداراهکان . [ هََ ] (اِخ ) قریه ای است در شش فرسنگ و نیمی جنوب شهر خفر. (از فارسنامه ٔ ناصری ). دهی است از دهستان گرگان بخش خفر شهرستان جهرم . واقع در 18هزارگزی جن
راهکردواژهنامه آزادراهکرد به معنای شیوه برخورد با مسائل است ، که معادل approach انگیسی می شود به طور مثال راهکرد تشخیص بیماری فشار بلند خون یا Diagnostic approach for Hypertensive
راهکانلغتنامه دهخداراهکان . [ هََ ] (اِخ ) قریه ای است در شش فرسنگ و نیمی جنوب شهر خفر. (از فارسنامه ٔ ناصری ). دهی است از دهستان گرگان بخش خفر شهرستان جهرم . واقع در 18هزارگزی جن
راهکردواژهنامه آزادراهکرد به معنای شیوه برخورد با مسائل است ، که معادل approach انگیسی می شود به طور مثال راهکرد تشخیص بیماری فشار بلند خون یا Diagnostic approach for Hypertensive
پیشگیری از بازگشتrelapse preventionواژههای مصوب فرهنگستانراهکارهایی مبتنی بر آموزش و مشاوره برای به حداقل رساندن احتمال بازگشت اختلالهایی مانند اعتیاد و افسردگی در فرد
تخت کردن منحنیflattening the curveواژههای مصوب فرهنگستانراهکاری در مراقبت سلامت همگانی که به کمک آن گسترش دنیاگیری بیماری کم میشود و درنتیجه، شیب منحنی همهگیری کاهش مییابد
توانمندیهای خودیown capabilitiesواژههای مصوب فرهنگستانراهکارهایی که اجرای آنها توسط نیروهای خودی علیه نیروهای دشمن پیشبینی میشود و در سرنوشت عملیات مؤثر واقع میشود