راهسازیلغتنامه دهخداراهسازی . (حامص مرکب ) عمل راهساز. ساختن راه . کشیدن راه . عمل ساختن جاده های عمومی .تاریخچه : بطوری که میدانیم انسان ابتدا در حالت انفراد میزیسته و بعداً بتدری
ماشینهای راهسازیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی سازی، وسائط نقلیۀ سنگین، بولدوزر، گریدر، لودر، غلتک، بیل مکانیکی، جرثقیل، کامیون، وسیلۀ نقلیۀ جنگی، وسیلۀ نقلیۀ عمومی
رهاسازی حرف اضافهpreposition strandingواژههای مصوب فرهنگستانباقی گذاشتن حرف اضافه در جایگاه خودش بدون متمم
روکارلغتنامه دهخداروکار. (اِ مرکب ) مقابل توکار، در بنایی و نقاشی و راهسازی و سیم کشی . (از یادداشت بخط مؤلف ). روی بنا. نمای عمارت . (فرهنگ فارسی معین ).
روکاریلغتنامه دهخداروکاری . (حامص مرکب ) مقابل زیرکاری . مقابل توکاری در کشیدن سیم برق در دیوار. در اصطلاح بنایی و راهسازی ، اعمال رویین بنایی یا راهی ، مانند کاهگل و سفیدکاری و ر