رامجردلغتنامه دهخدارامجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) بلوک رامجرد واقع در جنوب بلوک ماین از رودخانه ٔ کام فیروز مشروب میگردد. رود مزبور پس از خروج از این بلوک باسم رودخانه ٔ کر نامیده شده و د
رامجردلغتنامه دهخدارامجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء فارس که عبداﷲبن معمر در جنگ با عبداﷲبن عامر در آنجا کشته شده و در یکی از باغهای آن بخاک سپرده شده است . (از معجم البل
رامجردیلغتنامه دهخدارامجردی . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در 73هزارگزی جنوب خاوری اردکان . این ده در جلگه قرار گرفته و آب وهوای آن معتدل
رامگردلغتنامه دهخدارامگرد. [ گ ِ ] (اِخ ) نام شهری بوده در فارس از ابنیه ٔ بهرامشاه ، چه گرد در لغت فارسی بمعنی شهر و حصار است و رام مخفف بهرام است و اکنون آن شهر را معرب کرده به
راهجردلغتنامه دهخداراهجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) دهیست از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان واقعدر 70هزارگزی جنوب خاوری همدان ، کنار رودخانه ٔ قراچای . این ده در جلگه قرار گرفته و
راهجردلغتنامه دهخداراهجرد. [ ج ِ ] (اِخ ) یا راه گرد. نام قصبه ای است مرکز دهستان راهجردبخش دستجرد شهرستان قم ، واقع در 24هزارگزی جنوب خاوری دستجرد، متصل به جاده ٔ قم - اراک . این
رامجردیلغتنامه دهخدارامجردی . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در 73هزارگزی جنوب خاوری اردکان . این ده در جلگه قرار گرفته و آب وهوای آن معتدل
شاهیجانلغتنامه دهخداشاهیجان . (اِخ ) دهی از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز. دارای 139 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و برنج است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
فتوح آبادلغتنامه دهخدافتوح آباد.[ ف ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز که در 72 هزارگزی جنوب خاوری اردکان وکنار راه فرعی پل خان به کامفیروز قرار دارد. جلگه
اسفدرانلغتنامه دهخدااسفدران . [ اِ ف َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، واقع در 74 هزارگزی جنوب خاوری اردکان ، سه هزارگزی راه فرعی اردکان به بیضا. س
اسماعیل آبادلغتنامه دهخدااسماعیل آباد. [ اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز، در 72000 گزی جنوب خاوری اردکان و 2000 گزی راه فرعی شیراز به کامفیروز. جلگه ، معتدل و