رامانلغتنامه دهخدارامان . (اِخ ) نام یکی از خدایان سرزمین بابل . رجوع به تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 25 شود.
رامانفرهنگ نامها(تلفظ: rāmān) (رام + ان (پسوند نسبت)) ، منسوب به رام ، ← رام ؛ به علاوه نام ناحیهای است در شهرستان اهواز .
رأمانلغتنامه دهخدارأمان . [ رَءْ ] (ع مص ) یا رئمان رأم . رجوع به رأم و متن اللغة و اقرب الموارد شود.
رامانیانلغتنامه دهخدارامانیان . (اِخ ) شبانکارگان . ابن البلخی گوید: این قوم قبیله ٔ فضلویه بودند و زعیم ایشان پدر فضلویه بود. نام او علی بن حسن بن ایوب و همگی شبانی کردندی . و این
طیف رامانRaman spectrumواژههای مصوب فرهنگستاننمایش یا نمودار شدت پراکندگی رامان نور تکفام بهصورت تابعی از بسامد نور پراکندهشده
طیفشناسی رامانRaman spectroscopyواژههای مصوب فرهنگستانمطالعۀ انرژی تابشی پراکندهشدۀ ناکشسان هنگامیکه نمونه درمعرض باریکهای پرشدت از نور تکفام، معمولاً تابش لیزر، قرار میگیرد
رازانلغتنامه دهخدارازان . (اِخ ) دهی است از دهستان رازان بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد (مرکز دهستان ) که در 19هزارگزی شمال خاوری زاغه کنار شمالی خرم آباد به بروجرد واقع است . ناحیه