رافعلغتنامه دهخدارافع. [ ف ِ ] (اِخ ) انصاری خزرجی ، ابن معلی بن لوذان بن حارثةبن عدی بن زیدبن ثعلبة انصاری خزرجی ... ابن اسحاق و دیگران او را درعداد شهدای بدر نام برده و گفته ا
رافعلغتنامه دهخدارافع. [ ف ِ ] (اِخ ) مرنی ، ابن عمروبن هلاک مرنی صحابی بود و با برادرش عائد درک فیض حضور حضرت رسول کرد و سپس در بصره سکونت گزید و برخی از احادیث شریف روایت کرد.
رافعلغتنامه دهخدارافع. [ ف ِ ] (اِخ ) مصری ، ابن ثابت ، یا (رویفعبن ثابت ) از مردم مصر بود و با حضرت رسول اکرم (ص ) خرما خورد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و حسن المحاضرة فی اخبار
رافعلغتنامه دهخدارافع. [ ف ِ ] (اِخ ) مولی عمر، حمداﷲ مستوفی او را مولای عمر خوانده و در شرح کشته شدن خلیفه ٔ ثانی گوید: اول کسی که دره داشت او [ رافع ] بود. رجوع به تاریخ گزیده
رافعلغتنامه دهخدارافع. [ ف ِ ] (اِخ ) هندی ، سید محمد کاظم فرزندابوالقاسم و برادر سید احمد حسین . وی از شعرای هندوستان و در خدمت شاه فرخ سیر بود. قطعه ٔ زیر ازوست :بهار تازه ای
رافائل دومانسلغتنامه دهخدارافائل دومانس . [ ءِ ] (اِخ ) مورخ معروف اروپایی معاصر صفویان که درباره ٔ مکتب تصوف ایران و دولت صفویان تحقیقاتی کرده است . رجوع به ج 4 تاریخ ادبیات ایران تألی
رافائللغتنامه دهخدارافائل . [ ءِ ] (اِخ ) یکی از ملائکه مقرب است که در تورات نام وی آمده است . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).
رافائللغتنامه دهخدارافائل . [ ءِ ] (اِخ ) آکسل فردیناند دانشمند اقتصاددان سوئد، که بسال 1850 م . درگوتمبرگ بدنیا آمد وی دراوپسال تحصیل کردو سپس در استکهلم اقامت گزید و شخصیت اجتما
رافائل دومانسلغتنامه دهخدارافائل دومانس . [ ءِ ] (اِخ ) مورخ معروف اروپایی معاصر صفویان که درباره ٔ مکتب تصوف ایران و دولت صفویان تحقیقاتی کرده است . رجوع به ج 4 تاریخ ادبیات ایران تألی