راسهلغتنامه دهخداراسه . [ س َ ] (اِخ ) قطعه ای است از جزایر ماجلان در اقیانوس کبیر، که در عرض شمالی 27ْ24 و طول شرقی 36 41 ْ128 واقع شده است . مساحت آن یک کیلومترمربع میباشد. (ا
شوعلغتنامه دهخداشوع . [ ش َ ] (ع مص ) ژولیده موی شدن سرکسی : شَوُع َ رأسُه ُ شَوْعاً. قاله ابوعمرو، و القیاس شَوِع َ کسَمِعَ. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || ساعتی از شب
انثماءلغتنامه دهخداانثماء. [ اِ ث ِ ](ع مص ) شکسته گردیدن سر، یقال : انثماء رأسه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شکسته گردیدن سر کسی . (آنندراج ). انشداخ . (از لسان بنقل ذیل
رسهلغتنامه دهخدارسه . [ ] (اِخ ) یکی از منازل اسرائیلیان است و دور نیست که همان رأسه ٔ رومانی باشد که به مسافت دو میل دور از ایله در نزدیکی تلی که به رأس القاعَه َ معروف است