راسلانلغتنامه دهخداراسلان . [ س ِ ] (ع اِ) دو رگ است در کف دست . (بحر الجواهر). هر دو شانه یا دو رگ است در هر دو شانه یا شکم یا هر دوران . (منتهی الارب ).
راستانلغتنامه دهخداراستان . (ص ، اِ) ج ِ راست ، عادلها و صادقها. (ناظم الاطباء). صدیقان . مقابل کژان . (از شرفنامه ٔ منیری ) : ز بیم سپهبد همه راستان بدان کار گشتند همداستان . فرد
راستانلغتنامه دهخداراستان . (ص ، اِ) ج ِ راست ، عادلها و صادقها. (ناظم الاطباء). صدیقان . مقابل کژان . (از شرفنامه ٔ منیری ) : ز بیم سپهبد همه راستان بدان کار گشتند همداستان . فرد
راسانلغتنامه دهخداراسان . (ع اِ) اونه . بطول یک اون . یک ذراع . و اون واحد طول بوده است در قدیم در فرانسه ، برابریک متر و هشتاد و هشت یا یک ذراع . (دزی ج 1 ص 496).
رسلانلغتنامه دهخدارسلان . [ رِ ] (اِخ ) امیر شکیب . از خاندان دروزلبنانی و عضو جمعیت آسیایی فرانسه است . منفلوطی در مختارات خود گوید: یکی از گویندگان بزرگ و نامی ، و نویسندگان شه
رسلانلغتنامه دهخدارسلان . [ رِ ] (اِخ ) یا امیر امین . کنسول پیشین دولت عثمانی در بروکسل و صاحب روزنامه ٔ «کشف النقاب » که در پاریس منتشر میگردید، و آن اولین نشریه ٔ عربیست که بص