راست کارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کسی که کاری را به راستی و درستی انجام میدهد؛ درستکار: ◻︎ خواهی که رستگار شوی راستکار باش / تا عیبجوی را نرسد بر تو مدخلی (سعدی۲: ۶۸۰).۲. امین.
راستکارفرهنگ مترادف و متضاد۱. درستکار، صحیحالعمل ۲. امانتدار، امین ۳. باتقوا، متدین ۴. عادل ≠ نادرستکار
راستکارلغتنامه دهخداراستکار. (ص مرکب ) راست فعل . درستکار. صادق و متدین و امانت دار و صالح و پرهیزکار. (آنندراج ). کسی که کار به راستی و درستی میکند. درستکار و مقدس و عادل . (ناظم
کار راست کردنلغتنامه دهخداکار راست کردن .[ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بسامان و روبه راه ساختن امور. آماده ساختن وسائل : بازگرد و کار راست کن تا بنزدیک سلطان روی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 165).
راستکار شدنلغتنامه دهخداراستکار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) راستکاری کردن . راستی فعل داشتن . صادق و متدین و امانت دار و صالح شدن . پرهیزکار شدن . تدین ؛ راستکار شدن . (منتهی الارب ).
راستکاریلغتنامه دهخداراستکاری . (حامص مرکب ) عمل راستکار. درستکاری . دیانت . تدین . درستی : گر امید تو رستگاری بوددر آن کوش تا راستکاری بود. دقیقی .راست کاری پیشه کرده ست از برای آن
راستفرهنگ مترادف و متضاد۱. حق، درست، صائب، صحیح، صدق، صواب ۲. سهی، شق ۳. مستقیم ۴. مستوی ۵. یمین ۶. امین، صدیق ≠ غلط، نادرست ۷. ناراست ۸. کج ۹. ناصاف ۱۰. یسار ۱۱. نادرست ≠ ناراست
راست معاملهلغتنامه دهخداراست معامله . [ م ُ م َ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) بمعنی راست کار و امانت دار و صادق . (آنندراج ). کسی که داد و ستد وی درست و صحیح و بدون تقلب باشد. (ناظم الاطباء).
چپ و راستلغتنامه دهخداچپ و راست . [ چ َ پ ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) جانب چپ و راست . سمت چپ و راست : معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظرکبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری . سعدی .دل
تعدیلفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) راست کردن ، معتدل کردن . 2 - (اِمص .) تقسیم کردن از روی عدالت . 3 - راست کار خواندن ، پارسا داشتن . 4 - کم کردن .
اضبطلغتنامه دهخدااضبط. [ اَ ب َ ] (ع ص ) آنکه به هر دو دست خود کار کند. (از اقرب الموارد). آنکه به هر دو دست کار برابر کند. مؤنث : ضَبْطاء. ج ، ضُبْط. (اقرب الموارد) (آنندراج )
چپراستلغتنامه دهخداچپراست . [ چ َ ] (اِ مرکب ) چپراس . چپ و راست . آنست که از آهن و غیره ساخته بسربند نصب کنند. (آنندراج ). نشان . علامت . || حمایل . نوعی حمایل که از شانه ٔ چپ وش