راست و درستلغتنامه دهخداراست و درست . [ ت ُ دُ رُ ] (ترکیب عطفی ،ص مرکب ) آنکه براستی و درستی متّصف باشد. (یادداشت مؤلف ): آدم راست و درستی است . تسدید؛ راست و درست نمودن . (آنندراج )
راست کیشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که از روی راستی و درستی به کیش و مذهب خود پایبند است؛ آنکه عقیدۀ مذهبی راست و درست دارد؛ راستدین.
اردفرهنگ نامها(تلفظ: ard) (اوستایی) راستی و درستی ؛ نام فرشتهی نگهبانِ ثروت ؛ (در اعلام) نام چند تن از پادشاهان اشکانی ؛ (در قدیم) (گاه شماری) روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی
اشتادفرهنگ نامها(تلفظ: aštād) (اوستایی) راستی و درستی؛ (در قدیم) نام روز بیست و ششم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ؛ (در فرهنگ ایران قدیم) فرشتهای که موکل بر روز اشتاد است و وی