رازیگرواژهنامه آزاد"رازیگر" به معنای معمار / آرشیتکت. این واژه در قدیم به صورت "راز نگهدار" بوده است. معمارانی که برای پادشاهان قصر می ساختند، معمولا یک یا دو راه فرار مخفی در قصر
رازگردانلغتنامه دهخدارازگردان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بالا بخش وفس شهرستان اراک واقع در 49هزارگزی جنوب کمیجان و 4 هزارگزی راه عمومی . محلی است کوهستانی ، سردسیر و سک
رازگردانلغتنامه دهخدارازگردان . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بالا بخش وفس شهرستان اراک واقع در 49هزارگزی جنوب کمیجان و 4 هزارگزی راه عمومی . محلی است کوهستانی ، سردسیر و سک
بجا آوردنلغتنامه دهخدابجا آوردن . [ ب ِ وَ دَ ] (مص مرکب ) انجام دادن . گزاردن . امتثال . به فعل آوردن . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). اجرا کردن : همی چرخ رازیر پا آورم به هر رزم م
اضطباعلغتنامه دهخدااضطباع . [ اِ طِ ] (ع مص ) ردا از زیر بغل راست بر کتف چپ انداختن ، و در این صورت دوش راست برهنه ماند و دوش چپ پوشیده گردد و این نوع رداپوشی رااضطباع بدان جهت گو