رازینلغتنامه دهخدارازین . (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان که در 10 هزارگزی جنوب خاوری رزن و یک هزارگزی جنوب راه فرعی رزن به نوبران واقع است . ناحیه ای است ج
رازینلغتنامه دهخدارازین . (اِخ ) دهی است جزء دهستان مزدقانچای بخش نوبران ساوه که در 32000گزی جنوب خاوری نوبران و 5000 گزی راه عمومی واقع است . محلی است کوهستانی ، سردسیر و سکنه ٔ
رازیلغتنامه دهخدارازی . (اِخ ) محمدبن عمربن حسین بن حسن بن علی . اصل وی از طبرستان بود و در ری تولد یافت و در هرات درگذشت . کنیه ٔ او ابوعبداﷲ و معروف به امام فخر رازی و فخر راز
رازیلغتنامه دهخدارازی . (اِخ ) نامش امیر و فرزند میرسایلی است . این بیت از اوست :من بیچاره کاین بیدادگر خوی تو می بینم دل از من دید و من از چشم جادوی تو میبینم . (تحفه ٔ سامی ص
رازیلغتنامه دهخدارازی . (اِخ ) (دهخدا. ابوالمعالی ) از شعرای عهد سلاجقه و با حکیم سنائی و مختاری غزنوی معاصر و علو طبعش از اشعارش ظاهر و در فضل و کمال در زمان خود نادر بوده و از
خانه آرایلغتنامه دهخداخانه آرای . [ ن ِ / ن َ ] (نف مرکب ) کسی که خانه رازینت داده و آرایش کند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
قلعه روسیانلغتنامه دهخداقلعه روسیان . [ ق َ ع َ ] (اِخ ) قلعه ای است در مازندران نزدیک ساحل دریا. رابینو آرد: در امتداد ساحل ، اثر خرابه های قلعه ٔ روسی مشهور است که شاید مکانی است که