رادمانلغتنامه دهخدارادمان . (اِخ ) نام سرداری ارمنی و معاصر خسروپرویز پادشاه ساسانی . رادمان سپهدار خسروپرویز بود و معنی کلمه رادمنش است . (از فرهنگ ایران باستان پورداود ص 73) : چ
رادمانفرهنگ نامها(تلفظ: rādmān) رادمنش ، کریم ، با سخاوت ؛ ← رادمن ؛ (در اعلام) نام سرداری معاصر خسرو پرویز ساسانی.
رأمانلغتنامه دهخدارأمان . [ رَءْ ] (ع مص ) یا رئمان رأم . رجوع به رأم و متن اللغة و اقرب الموارد شود.
رامانلغتنامه دهخدارامان . (اِخ ) نام یکی از خدایان سرزمین بابل . رجوع به تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 25 شود.
شاپورلغتنامه دهخداشاپور. (اِخ ) پهلوان ایرانی زمان خسرو پرویز. (فهرست ولف ) : چو گردوی و شاپور و چون اندیان سپهدار ارمینیه رادمان . فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص 2682).چو خراد ب
گردویلغتنامه دهخداگردوی . [گ َ ] (اِخ ) نام برادر بهرام چوبین است : چو گردوی و شاپور و چون اندیان سپهدار ارمینیه رادمان .فردوسی .
مانلغتنامه دهخدامان . (اِ) خانه را گویند و نیز خان و مان اتباع است . (لغت فرس اسدی چ اقبال ، ص 397). به معنی خانه باشد که عربان بیت خوانند. (برهان ). خانه . (آنندراج ) (ناظم ال
رأمانلغتنامه دهخدارأمان . [ رَءْ ] (ع مص ) یا رئمان رأم . رجوع به رأم و متن اللغة و اقرب الموارد شود.