راجیلغتنامه دهخداراجی . (اِ) نامی که بنوعی درخت تبریزی در همدان دهند. از این درخت دوگونه در ایران یافت میشود یکی که در تهران بنام شالک و در همدان بنام دله راجی معروف است و دیگری
راجیلغتنامه دهخداراجی . (اِخ ) حاج ابوالحسن پسر حاج علی اکبر تبریزی . از شعرای اواخر قرن سیزدهم هجری که دارای اخلاق حمیده و صفات پسندیده بوده و به هر دو زبان فارسی و ترکی شعر خو
راجیلغتنامه دهخداراجی . (ع ص ) امیدوار.(آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) : هم برآن بو می تنند و میروندهر دمی راجی و آیس میشوند.مولوی .
راجی بی بیلغتنامه دهخداراجی بی بی . (اِخ ) نام مادر سلطان محمود از فرمانروایان ناحیه ٔ جونپور هند، وی بعد از مرگ پسرش سلطان محمود بهیکن خان را بر تخت نشانید. واو را محمدشاه خطاب کرد.
راجی کرمانیلغتنامه دهخداراجی کرمانی . [ ی ِ ک ِ ] (اِخ ) نامش بمانی و اصلش از زردشتیان ایران و ساکن کرمان بود. بواسطه ٔ سعادت فطری ذوق اسلام یافت و بخدمت علما و عرفای کرمان شتافت بمانع
راجیرلغتنامه دهخداراجیر.(اِخ ) دهی است جزء دهستان گسگرات بخش صومعه سرا از شهرستان فومن که در 12هزارگزی شمال باختری صومعه سرا واقع است و در کنار راه شوسه ٔ طاهرگوراب به ضیابر میبا
راجیمینلغتنامه دهخداراجیمین . (اِخ ) قصبه ای است در لهستان . واقع در ایالت «وارسوویا» که در شمال شرقی همین ایالت بفاصله ٔ 25هزارگزی قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).
راجی بی بیلغتنامه دهخداراجی بی بی . (اِخ ) نام مادر سلطان محمود از فرمانروایان ناحیه ٔ جونپور هند، وی بعد از مرگ پسرش سلطان محمود بهیکن خان را بر تخت نشانید. واو را محمدشاه خطاب کرد.
راجی کرمانیلغتنامه دهخداراجی کرمانی . [ ی ِ ک ِ ] (اِخ ) نامش بمانی و اصلش از زردشتیان ایران و ساکن کرمان بود. بواسطه ٔ سعادت فطری ذوق اسلام یافت و بخدمت علما و عرفای کرمان شتافت بمانع
راجیرلغتنامه دهخداراجیر.(اِخ ) دهی است جزء دهستان گسگرات بخش صومعه سرا از شهرستان فومن که در 12هزارگزی شمال باختری صومعه سرا واقع است و در کنار راه شوسه ٔ طاهرگوراب به ضیابر میبا
راجیمینلغتنامه دهخداراجیمین . (اِخ ) قصبه ای است در لهستان . واقع در ایالت «وارسوویا» که در شمال شرقی همین ایالت بفاصله ٔ 25هزارگزی قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).
راجینلغتنامه دهخداراجین . (اِخ ) قصبه ای است در لهستان که در 35هزارگزی ایالت «سیدلچه » و در جنوب شرقی آن قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).