راجنلغتنامه دهخداراجن . [ ج ِ] (ع ص ) خوکرده و الفت گرفته بجایی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). رام و خانگی و دست پرورده . (ناظم الاطباء).
راژنلغتنامه دهخداراژن . [ ژَ ن َ ] (اِخ ) نام یکی از شهرهای شمالی هند برحسب آنچه در سنگمت آمده است . (تحقیق ماللهند بیرونی ص 156).
ابوالقاسملغتنامه دهخداابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ](اِخ ) جنید سیدالاقطاب سعیدبن عبید و برخی نسب او راجنیدبن محمدبن جنید الخراز القواریری النهاوندی البغدادی سلطان الطائفه گفته اند. رج
قوامی خافیلغتنامه دهخداقوامی خافی . [ ق َ ی ِ ] (اِخ ) میر قوام الدین نصراﷲ. از شاعران است . وی کتابی نیز در طریقت تصنیف کرده و آن راجنون المجانین نام نهاد. کلمات بدیع و سخنان غریب در
راهلغتنامه دهخداراه . (اِ) طریق . (آنندراج ) (انجمن آرا) (رشیدی ) (دهار) (سروری ). بعربی صراط و طریق گویند. (برهان ). سبیل . (دهار) (ترجمان القرآن ). صراط. (منتهی الارب ) (ترجم
کله پوشلغتنامه دهخداکله پوش . [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] (نف مرکب ) آنچه کله را بپوشد. آنچه سر را بپوشاند. || (اِ مرکب ) کلاه و پوشاک سر. (ناظم الاطباء) : بر سرّ جای طاقیه ام هست کله پوش
طاقیهلغتنامه دهخداطاقیه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) نوعی کلاه بلند مخروط شبیه بکلاه فعلی درویشان . قسمی از کلاه : طاقیه ٔ ترکمانی ؛ کلاه نظامیان عثمانی . عرقچین . || بافته ٔ سرخ . ج ، ط