راتنا گیریلغتنامه دهخداراتنا گیری . (اِخ ) قصبه ای است در ساحل غربی هندوستان و در 225هزارگزی بمبئی . (از قاموس الاعلام ترکی ).
راتلاملغتنامه دهخداراتلام . (اِخ ) شهری است در هندوستان در ناحیه ٔ «ملوه » در مسیر راه آهن بمبئی به دهلی و مرکز ایالت راتلام است . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
راتیانجلغتنامه دهخداراتیانج . [ ن َ ](اِ) صمغ صنوبر است که بنفسه مثل سایر صموغ منجمد میگردد یا به آتش طبخ یافته منعقد شود و ثانی را بیونانی فلفونیا نامند و سیال غیرمنجمد او زفت رطب
راتیانهلغتنامه دهخداراتیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) راتیان و راتیا. راتیانج . صمغ درخت کاج . (شعوری ج 2 ورق 14). رجوع به راتیانج شود.
راتونالغتنامه دهخداراتونا. (اِخ ) مصحف رانونا بدو نون میباشد. وادیی است میان مدینة و قبا. (منتهی الارب ).
راتنا گیریلغتنامه دهخداراتنا گیری . (اِخ ) قصبه ای است در ساحل غربی هندوستان و در 225هزارگزی بمبئی . (از قاموس الاعلام ترکی ).