ذُّنُوبَفرهنگ واژگان قرآنگناهان (ذنب تنها به معناي نافرماني خداي تعالي نيست بلکه هر وبال و اثر بدي که عمل آدمي داشته باشد هر چند آن عمل نافرماني امر خداي تعالي نباشد نيز ذنب گفته ميشود
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ ذَ ] (اِخ ) جایگاهی است در شعر عبیدبن الأبرص و جز آن . و درمعجم البلدان آمده است . نام موضعی است . عبید گوید:اقفر من اهله ملحوب فالقطبیات فالذّنوب .و
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ ذَ ] (ع ص ، اِ) اسب درازدم بسیارموی . سطبردم . سطبردنبال . درازدم . که دم پرموی و سطبر دارد. فرس ذنوب ؛ اسپ خوش دُم . || روز بسیارشرّ. || دلو، یا دلو پ
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ذُ ] (ع اِ) ج ِ ذَنب . گناهان . غفارالذنوب ؛ بخشنده ٔ گناهان . یکی از اسماء صفات خدای تعالی . جج ، ذنوبات .
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ ذَ ] (اِخ ) جایگاهی است در شعر عبیدبن الأبرص و جز آن . و درمعجم البلدان آمده است . نام موضعی است . عبید گوید:اقفر من اهله ملحوب فالقطبیات فالذّنوب .و
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ ذَ ] (ع ص ، اِ) اسب درازدم بسیارموی . سطبردم . سطبردنبال . درازدم . که دم پرموی و سطبر دارد. فرس ذنوب ؛ اسپ خوش دُم . || روز بسیارشرّ. || دلو، یا دلو پ
ذنوبلغتنامه دهخداذنوب . [ذُ ] (ع اِ) ج ِ ذَنب . گناهان . غفارالذنوب ؛ بخشنده ٔ گناهان . یکی از اسماء صفات خدای تعالی . جج ، ذنوبات .