ذِيفرهنگ واژگان قرآنصاحب - داراي (حالت منصوب آن "ذا" حالت مجرورش "ذي" و حالت مرفوعش "ذو" و مؤنثش "ذات" مي باشد )
ذِي ﭐلْقَرْنَيْنِفرهنگ واژگان قرآنلقب يكي از اولياء الهي عليهم السلام (در روايتي از امام صادق عليه السلام درمورد ذي القرنين عليه السلام آمده است که کارهائي ميکرد که از بشر عادي ساخته نيست و شخص
ذئبانلغتنامه دهخداذئبان . [ ذِءْ ] (ع اِ) تثنیه ٔ ذئب . دو گرگ . || (اِخ )نام دو ستاره است سپید و روشن واقع میان عوائد و فرقدین . و اظفارالذئب چند ستاره ٔ خرد است پیش ذئبان .
ذئبةلغتنامه دهخداذئبة. [ ذِءْ ب َ ] (اِخ ) آبی است بنی ربیعةبن عبداﷲ را و گفته اند آبی است بنی ابی بکربن کلاب را.
ذئبةلغتنامه دهخداذئبة. [ ذِءْ ب َ ] (اِخ ) نامی است از نامهای زنان عرب و از جمله نام مادر ربیعه ٔ شاعر. || نام اسبی .
ذِي ﭐلْقَرْنَيْنِفرهنگ واژگان قرآنلقب يكي از اولياء الهي عليهم السلام (در روايتي از امام صادق عليه السلام درمورد ذي القرنين عليه السلام آمده است که کارهائي ميکرد که از بشر عادي ساخته نيست و شخص
ذئبانلغتنامه دهخداذئبان . [ ذِءْ ] (ع اِ) تثنیه ٔ ذئب . دو گرگ . || (اِخ )نام دو ستاره است سپید و روشن واقع میان عوائد و فرقدین . و اظفارالذئب چند ستاره ٔ خرد است پیش ذئبان .
ذئبةلغتنامه دهخداذئبة. [ ذِءْ ب َ ] (اِخ ) آبی است بنی ربیعةبن عبداﷲ را و گفته اند آبی است بنی ابی بکربن کلاب را.