ذروانلغتنامه دهخداذروان . [ ذَرْ ] (اِخ ) نام جایگاهی در شعر کثیر. || نام حصنی به یمن نزدیک صنعاء. || نام چاهی بنی زریق را بمدینه .
بئر ذروانلغتنامه دهخدابئر ذروان . [ ب ِءْ رِ ذَرْ ] (اِخ ) نام چاهی در منازل بنی زریق در مدینه . و برخی گفته اند همان بئر ذی اروان است و ابن قتیبه آن را به ذواَرَوان تصحیح کرده است .
ذروانلغتنامه دهخداذروان . [ ذَرْ ] (اِخ ) نام جایگاهی در شعر کثیر. || نام حصنی به یمن نزدیک صنعاء. || نام چاهی بنی زریق را بمدینه .
بئر ذروانلغتنامه دهخدابئر ذروان . [ ب ِءْ رِ ذَرْ ] (اِخ ) نام چاهی در منازل بنی زریق در مدینه . و برخی گفته اند همان بئر ذی اروان است و ابن قتیبه آن را به ذواَرَوان تصحیح کرده است .
رحبةلغتنامه دهخدارحبة. [ رُ ب َ ] (اِخ ) چاهی است در ذی ذروان از زمین مکه به وادی کوه شَمَنْصیر. (منتهی الارب ).
اروانلغتنامه دهخدااروان . [ اَرْ ] (اِخ ) چاهی است در مدینه ، و آنرا ذَروان و ذواَروان هم گفته اند و همه در حدیث یاد شده . (معجم البلدان ).
حبیبلغتنامه دهخداحبیب . [ ح َ ] (اِخ ) ابن عمروبن عمیربن عوف بن غِیَره بن عوف بن ثقیف ثقفی . ابن جریر از طریق عکرمة آرد: آیة [ یا ایها الذین آمنوااتقواﷲ و ذروا ما بقی من الربوا