ذوالقافیتینلغتنامه دهخداذوالقافیتین . [ ذُل ْ ی َ ت َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) این صنعت چنان باشد که شاعر قطعه یا قصیده ای گوید که آن را دو قافیت پهلوی یکدیگر باشد: مثالش مسعودسعد گوید:
ذوالطفیتینلغتنامه دهخداذوالطفیتین . [ ذُطْ طُف ْ ی َ ت َ ] (ع اِ مرکب ) نوعی از مار خبیث که بر پشت دو خط کشیده دارد مانند دو برگ مقل .
ذوالکفایتینلغتنامه دهخداذوالکفایتین . [ ذُل ْ ک ِ ی َ ت َ ] (اِخ ) لقب علی بن محمدبن حسین بن محمد. مکنی بابی الفتح و معروف بابن العمید. وزیر رکن الدولة ابی علی حسن بن بویة. رجوع به علی
ذوقافیتینلغتنامه دهخداذوقافیتین . [ فی ی َ ت َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) ذوالقافیتین . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ذوالقافیتین نزد بلغاء عبارت است از تشریع و آن آن است که شاعر شعر
ذوقافیتینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر بدیع، شعری که دارای دو قافیه باشد مانند این شعر: گو غمزه را پندی بده تا ترک غمازی کند / یا طرّه را بندی بنه تا ترک طراری کند (خواجو: ۲۶۳)، یا این شعر: دل در
قافیتینلغتنامه دهخداقافیتین . [ ی َ ت َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ قافیه .- ذوالقافیتین . رجوع به ذوالقافیتین شود.
ذوقافیتینلغتنامه دهخداذوقافیتین . [ فی ی َ ت َ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) ذوالقافیتین . صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ذوالقافیتین نزد بلغاء عبارت است از تشریع و آن آن است که شاعر شعر
قافیهلغتنامه دهخداقافیه . [ ی َ / ی ِ ] (ع اِ) مشتق از قفو. (آنندراج ). پس گردن . (منتهی الارب ) (بحر الجواهر). || ازپی رونده . (آنندراج ): اتیته علی قافیته ؛ ای علی اثره . || پس
کاتبی ترشیزیلغتنامه دهخداکاتبی ترشیزی . [ ت ِ ی ِ ت ُ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ ملقب به شمس الدین . دولتشاه سمرقندی در طبقه ٔ ششم از تذکره ٔ خود احوال او را ذیل عنوان «قدوةالفضلاء و اُسوةال
ذوالطفیتینلغتنامه دهخداذوالطفیتین . [ ذُطْ طُف ْ ی َ ت َ ] (ع اِ مرکب ) نوعی از مار خبیث که بر پشت دو خط کشیده دارد مانند دو برگ مقل .