ذوالثفناتلغتنامه دهخداذوالثفنات . [ ذُث ْ ث َ ف ِ] (اِخ ) خداوند پینه ها بر پیشانی و مساجد دیگر. لقب عبداﷲبن وهَب راسبی ، رئیس خوارج . || لقب سید سجاد، زین العابدین ، علی بن حسین بن
ذوالشناترلغتنامه دهخداذوالشناتر. [ ذُش ْ ش َ ت ِ ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ والقصص در فصل اندر نسق قحطانیان و حمیر عرب یمن وتبعان ، گوید: افریقیس را خود در کتاب سیر خوانده ام که پسر
ثفناتلغتنامه دهخداثفنات . [ث َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ ثفنة. || ذوالثفنات . لقب علی بن الحسین زین العابدین علیهماالسلام زیرا مساجدآن حضرت از طول سجده پینه بسته شده بود. و نیز لقب علی بن
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن عباس ، مکنّی به ابوالحسن و ابومحمد و مشهور به ابوالاملاک و ملقّب به ذوالثفنات . وی جد خلفای عباسی بود و در سال 40 هَ . ق . متول
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَ بُل ْ ح َ س َ ] (اِخ )علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام . از شهربانو یا سلافه یا سلامه دختر یزدجردبن شهریار یا هرمزان .چهارمین از ائم
ذوالشناترلغتنامه دهخداذوالشناتر. [ ذُش ْ ش َ ت ِ ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ والقصص در فصل اندر نسق قحطانیان و حمیر عرب یمن وتبعان ، گوید: افریقیس را خود در کتاب سیر خوانده ام که پسر
لختیعةلغتنامه دهخدالختیعة. [ ل َع َ ] (اِخ ) لخیعة ذوالشناتر. یکی از ملوک یمن یا ازمقاول . رجوع به مجمل التواریخ و القصص ص 423 شود.