ذوالاکتافلغتنامه دهخداذوالاکتاف . [ ذُل ْ اَ ] (اِخ ) لقب شاپور دوم پسر هرمزبن نرسی . و بقول حمزه ٔ اصفهانی ذوالاکتاف ترجمه ٔ کلمه ٔ هویه سنباست چه هویه به معنی کتف و سنبا سنبنده باش
سابور ذوالاکتافلغتنامه دهخداسابور ذوالاکتاف . [ رِ ذُ ل ْ اَ ] (اِخ ) رجوع به سابور بن هرمز و ذوالاکتاف و شاپور دوم و ساسانیان شود.
ذوالاکماملغتنامه دهخداذوالاکمام . [ ذُل ْ اَ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) خداوند کانازها. دارای کاردها. صاحب طلعها. || گُل ِ یَخ . (و به این معنی مستحدث است ).
ذوالاوتادلغتنامه دهخداذوالاوتاد. [ ذُل ْ اَ ] (اِخ ) خداوند میخها. دارای مسمارها. لقب فرعون موسی در قرآن : و فرعون ذوالاوتاد. (قرآن 12/38) و گویند از اینرو بدو ذوالاوتاد گفته اند که
ذوالاوتارلغتنامه دهخداذوالاوتار. [ ذُل ْ اَ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) خداوند زه ها. صاحب وترها. || هر یک از آلات موسیقی که زه دارند. رودجامه . ج ، ذووالأوتار. رودجامگان .
سابور ذوالاکتافلغتنامه دهخداسابور ذوالاکتاف . [ رِ ذُ ل ْ اَ ] (اِخ ) رجوع به سابور بن هرمز و ذوالاکتاف و شاپور دوم و ساسانیان شود.
تیادورسلغتنامه دهخداتیادورس .(اِخ ) طبیب نصرانی و معاصر شاپور ذوالاکتاف که شاپورو بقولی بهرام گور برای او در شهر او کلیساها ساخت و از کتب او که به عربی نقل شد یکی کنّاش تیادورس است
ازانلغتنامه دهخداازان . [ ] (اِخ ) [ شاپور ذوالاکتاف ] شهر کرخه کرد و از آنجا بزیر زمین اندر راه کرد که سوار بگندیشاپور رفتی ، و بسیار قلعه ها کرد و از جمله قلعه ٔ ازان و آنرا م
سابورالاعظملغتنامه دهخداسابورالاعظم . [ رُل ْ اَ ظَ ] (اِخ ) لقب شاپور دوم (ذوالاکتاف ) دهمین پادشاه سلسله ٔ ساسانی است . رجوع به ساسانیان و شاپور دوم شود.
سابورالاکبرلغتنامه دهخداسابورالاکبر. [ رُل ْ اَ ب َ ] (اِخ ) لقب شاپور (ذوالاکتاف ) ساسانی است . رجوع به ساسانیان و شاپور دوم شود.