ذنفرهنگ انتشارات معین(ذِ) (اِ.) از مذهب های بودایی که دستیابی به نور حقیقی را تنها از راه تفکر و مکاشفة شهودی مستقیم ممکن می داند.
زنفرهنگ مترادف و متضاد۱. امراء، نسا ۲. بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر ۳. پردگی، مستوره ≠ مرد، همسر
ذن بذرهلغتنامه دهخداذن بذره . [ ذُ ؟ ] (اِخ ) ذن برة پادشاه اراگن پسر الفنش الرابع از 1319 تا 1336 م . حلل السندسیة ص 324 ج 2 و رجوع به بترُه در همان کتاب و رجوع به پیر چهارم شود.
ذنب الفأرةلغتنامه دهخداذنب الفأرة. [ ذَ ن َ بُل ْ ف َءْ رَ ] (ع اِ مرکب ) هو لسان الحمل و یسمی بذلک لشبهه فی سنبلته التی فی طرف قضیبه بذنب الفأرة و فیها بزره . (ابن البیطار). و از آ
ذَنبٌفرهنگ واژگان قرآنگناه(ذنب تنها به معناي نافرماني خداي تعالي نيست بلکه هر وبال و اثر بدي که عمل آدمي داشته باشد هر چند آن عمل نافرماني امر خداي تعالي نباشد نيز ذنب گفته ميشود ،
ذَنبِکِفرهنگ واژگان قرآنگناه تو(ذنب تنها به معناي نافرماني خداي تعالي نيست بلکه هر وبال و اثر بدي که عمل آدمي داشته باشد هر چند آن عمل نافرماني امر خداي تعالي نباشد نيز ذنب گفته ميشود
ذن بذرهلغتنامه دهخداذن بذره . [ ذُ ؟ ] (اِخ ) ذن برة پادشاه اراگن پسر الفنش الرابع از 1319 تا 1336 م . حلل السندسیة ص 324 ج 2 و رجوع به بترُه در همان کتاب و رجوع به پیر چهارم شود.
ذناءلغتنامه دهخداذناء. [ ذَن ْ نا ] (ع ص ) تأنیث اَذن . و زنی که حیض او بازنایستد. زنی که حیض او نبرد. || زنی که آب بینی او از هر دو نای بینی روان باشد.