ذم ءلغتنامه دهخداذم ء. [ ذَم ْءْ ] (ع مص ) دشوار آمدن بر. روان گردیدن آب بینی بزغاله ، جاری شدن آب و مخاط بینی بزیچه . || (ص ، اِ) مرد نکوهیده .
ز مالغتنامه دهخداز ما. [ زَ / زَ ] (حرف اضافه + ضمیر) مخفف از ما. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به «از» و «ما» شود.
زمعلغتنامه دهخدازمع. [ زَ م َ ] (ع اِ) ج ِ زَمَعَة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به زمعة شود.
زمعلغتنامه دهخدازمع. [ زَ م َ ] (ع مص ) زائد شدن انگشت از معتاد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || سرگشته و بی خود شدن از ترس ، عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
زمعلغتنامه دهخدازمع. [ زَم ِ ] (ع ص ) آنکه در وقت خشم کمیز یا اشک آیدش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
جذمةلغتنامه دهخداجذمة. [ ج َ ذَم َ ] (ع اِ) پیه بالایین خرمابن و آن نفیس تر باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). بالای دل خرما است و آن نیکوترین اوست .