ذاکرةلغتنامه دهخداذاکرة. [ ک ِ رَ ] (ع ص ، اِ) تأنیث ذاکر. یاد. || قوه ای در آدمی و بعض جانوران دیگر که بدان معلومات و مدرکات و محسوسات گذشته بیاد آید. قوه ای که شناخته های گذشت
ذاکرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. =ذاکر۲. (اسم) قوۀ باطنی که مطالب را در ذهن نگه میدارد و گاه به مناسبتی به یاد میآورد.
فقدان الذاکرةدیکشنری عربی به فارسیقطعه موسيقي که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را ميگيرند , نوعي الت بادي موسيقي
ذکاره ٔ طیبلغتنامه دهخداذکاره ٔ طیب . [ ذِ رَ / رِ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) ذکوره ٔ طیب . رجوع به ذکوره ٔ طیب شود.
ذوالذکرلغتنامه دهخداذوالذکر.[ ذُذْ ذِ ] (ع ص مرکب ) ذِکّیر. آنکه ذاکره ٔ قوی دارد. || شریف . رفیع. بلندمرتبت : و القرآن ذی الذکر. الاَّیة (قرآن 1/38)؛ ای ذوالعظمة و الشّرف .
ذکرلغتنامه دهخداذکر. [ ذَ ک ِ / ذُ ک ِ ] (ع ص ) رجل ٌ ذکر؛ مرد نیکو یادگیرنده . مردی قوی ذاکرة. مرد که چیزها نیکو بیاد نگاه دارد. ذکور.