دیگچهلغتنامه دهخدادیگچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) دیگ کوچک . (از ناظم الاطباء). دیگ خرد. || نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر بعنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند
دیگچهلغتنامه دهخدادیگچه . [ چ ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس . در حدود شمال باختری بی بی شروان . اهالی آن چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیائ
دیگچهفرهنگ انتشارات معین(چِ یا چَ) (اِمصغ .) دیگ کوچک . نوعی غذا که از شیر و برنج و گلاب و شکر به عنوان غذای نذری پزند و بین مستمندان تقسیم کنند.
دیگچهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دیگ کوچک.۲. نوعی خوراک که با شیر و برنج و شکر و گلاب طبخ میکنند. Δ بیشتر برای نذری درست میکنند.
دوگچهلغتنامه دهخدادوگچه . [ دُگ َ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهواز. واقع در 4هزارگزی باغ ملک با 300 تن سکنه . آب آن از چشمه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران
دیزچهلغتنامه دهخدادیزچه . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان در 4 هزارگزی باختر کاشان و کنار راه کاشان به فین با 290 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ای