دیوانگورلغتنامه دهخدادیوانگور. [ وْ اَ ] (اِ مرکب ) انگور فرنگی .گالش انگور. گالش انگورک (این نام در رودسر متداول است ). (یادداشت مؤلف ). و رجوع به گالش انگور شود.
اثر دیواِنگاریhorns effectواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سوگیری شناختی در ارزیابی دیگران که براساس آن، با دیدن یک ویژگی منفی در فرد، ارزیابی ما از دیگر ویژگیهای او نیز منفی میشود
دیولغتنامه دهخدادیو. [ وْ ] (اِ) نوعی از شیاطین . (برهان ). شیطان و ابلیس . (ناظم الاطباء). شیطان . (ترجمان القرآن ). آهرمن . (فرهنگ اسدی طوسی ). اهرمن : بکار آور آن دانشی کت خ