دیوار کوتاهلغتنامه دهخدادیوار کوتاه . [ دی ] (ترکیب وصفی ، ص مرکب ) کنایه از مفلس و تهیدست . (از آنندراج ). || فقر و تنگدستی . (ناظم الاطباء).
تایر دیوارهکوتاهlow profile tyreواژههای مصوب فرهنگستانتایری با دیوارۀ کمارتفاع و مناسب برای خودروهای با عملکرد بالا
دیوارچهلغتنامه دهخدادیوارچه . [ دی چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) (از: دیوار + چه ، ادات تصغیر) دیوار کوتاه . دیواره . دیوار کوتاه و پست . (ناظم الاطباء). || پرده . (ناظم الاطباء).
قللغتنامه دهخداقل . [ ق َل ل ] (ع مص ) برداشتن . || بلند نمودن . (اقرب الموارد). || (اِ) دیوار کوتاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در اقرب الموارد به کسر قاف آمده است .
قللغتنامه دهخداقل . [ ق ِل ل ] (ع مص ) کم گردیدن . || کم شدن مال کسی . || لاغر وکوتاه شدن . (اقرب الموارد). || (اِ) هسته ٔ خرما یگانه رسته ٔ سست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد