دینلغتنامه دهخدادین . [ دَ / دی ] (ع مص )با سیاست اداره کردن . (از لسان العرب ). || مالک شدن چیزی . (از لسان العرب ) (از تاج العروس ) (ازاقرب الموارد) (از منتهی الارب ). || بیم
دینلغتنامه دهخدادین . [ دَی ْ ی ِ ] (ع ص ) متدین . (لسان العرب ). دیندار. پای بند به دین . (از اقرب الموارد).
دینلغتنامه دهخدادین . (فرانسوی ، اِ) واحد نیرو در سلسله ٔ سگث که بموجب تعریف ، نیروئی است که چون به جرم یک گرمی وارد شود یک سانتیمتر در ثانیه به آن شتاب دهد. چون وزن یک گرم جرم
دینلغتنامه دهخدادین . [ ] (اِخ ) چهاردهمین و آخرین از خانان مغولستان از نسل چنگیز در (874هَ.) (طبقات سلاطین اسلام لین پول ترجمه عباس اقبال ).
دینلغتنامه دهخدادین . [ دَ ] (ع مص ) وام گرفتن و مقروض شدن . (از لسان العرب ). وام گرفتن . (منتهی الارب ). || وام خواستن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || وام دادن بمدت مع
مسلمانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپیرو دین اسلام؛ کسی که دین اسلام دارد: ◻︎ بِبَری مال مسلمان و چو مالَت بِبَرند / بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست (سعدی۲: ۶۳۶).
اسلام پناهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحامی اسلام؛ آنکه دین اسلام و مسلمانان را حمایت کند؛ پشتوپناه مسلمانان.
صدرالدینفرهنگ نامها(تلفظ: sadroddin) (عربی) پیشوای دین (اسلام) ؛ لقبی است که به بعضی از علمای اسلام دادهاند ؛ (در اعلام) نام و لقب بعضی اشخاص مشهور در تاریخ . + ن.ک. صدرا (در اعل
مسلمفرهنگ نامها(تلفظ: moslem) (عربی) پیرو دین اسلام ، مسلمان ؛ (در اعلام) مسلم بن عقیل بن ابی طالب پسرعموی امام حسین(ع) .