دینکرتلغتنامه دهخدادینکرت . [ ک َ ] (اِخ ) مجموعه ای است بزرگ بزبان پهلوی دارای 169000کلمه تألیف آذرفرنبغ شامل اطلاعات مربوط بقواعد و اصول و آداب و رسوم و روایات و تاریخ و ادبیات
دینکرتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکارهای دینی؛ مجموعهای از اطلاعات راجع به قواعد و اصول و آدابورسوم و روایات و ادبیات کیش مزداپرستی به زبان پهلوی که تٲلیف آن در قرن نهم میلادی توسط آرتور فرنبگ
شاپیگانلغتنامه دهخداشاپیگان . (اِخ ) (گنج ) خزینه ای که بنا بروایت دینکرت گشتاسب یا دارا پسر دارا اوستا کتاب مقدس زرتشتیان را در دو نسخه بر یکصدوبیست هزار پوست گاو با مرکب طلا نویس
امیتلغتنامه دهخداامیت . [ اُ ] (اِخ ) از ایرانیان زردشتی معاصر عباسیان بود. پسر وی آتورپات (آذرباد) که معاصر مأمون خلیفه ٔ عباسی بود کتاب معروف دینکرت را تألیف کرد. (از مزدیسن
حجیشلغتنامه دهخداحجیش . [ ] (اِخ ) حخیش . جخشمش ، نام جد پنجم زرتشت ، در نسخ مروج الذهب . این کلمه در تاریخ طبری بصورت «حخشنش » و در بندهشن و دینکرت بصورتهای «چیحنش موش » و «کاخ
فرخزاتلغتنامه دهخدافرخزات . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) فرخزاد. نام پدر آذرفرنبغ مؤلف مجلدات دینکرت است . رجوع به خرده اوستا تألیف و تفسیر پورداود ص 35 شود.