دیناوریهلغتنامه دهخدادیناوریه . [ وَری ْ ی َ ] (اِخ ) نام فرقه ای از مانویان و آنان بدان سوی رود بلخ [ جیحون ] بودند. (از الفهرست الندیم ).
تدینفرهنگ مترادف و متضاد۱. پارسایی، تقدس، تقوا، تورع، خداترسی، دیانت، دینباوری، دینداری، دینورزی، ۲. دیندار بودن، متدینبودن ≠ ناپارسایی
دیناوریهلغتنامه دهخدادیناوریه . [ وَری ْ ی َ ] (اِخ ) نام فرقه ای از مانویان و آنان بدان سوی رود بلخ [ جیحون ] بودند. (از الفهرست الندیم ).
زادهرمزلغتنامه دهخدازادهرمز. [ هَُ م ُ ] (اِخ ) یکی از پیروان فرقه ٔ دیناوریه [ از شعب مانویه ] است . وی که مدعی بود در میان فرقه مانویه امور ناپسندی دیده از ایشان گسست و به عزم پی