دیماجانکشلغتنامه دهخدادیماجانکش . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سمام بخش رودسر شهرستان لاهیجان . در 8 هزارگزی شمال خاوری امام . آب آن از چشمه ، راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغراف
دیماجانکشلغتنامه دهخدادیماجانکش . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان سمام بخش رودسر شهرستان لاهیجان . در 8 هزارگزی شمال خاوری امام . آب آن از چشمه ، راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغراف
پنیرلغتنامه دهخداپنیر. [ پ َ ] (اِ) نانخورشی است از شیر کلچیده و آن چنان است که شیر را پس از نیم گرم کردن با مقداری معلوم از مایه ای که در شیردان بره است (یعنی انفحه ) بیامیزند
ضیاءالدینلغتنامه دهخداضیاءالدین . [ ئُدْ دی ] (اِخ ) نصراﷲبن محمد جَزَری مکنی به ابوالفتح ، معروف به ابن اثیر. ابن اثیرکنیت سه برادر از دانشمندان ادب و تاریخ و حدیث و جز آن است (رجوع