دیسانتریلغتنامه دهخدادیسانتری . (فرانسوی ، اِ) دیسانطریا. (دزی ج 1 ص 481). ذوسنطاریا معرب از یونانی دوسنتریاست . اسهال خونی .
زحیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. صدا یا نفسی که از خستگی و آزردگی بهصورت ناله از سینه بیرون میآید.۲. ناله و زاری.۳. (پزشکی) اسهال؛ پیچش شکم؛ اسهال خونی؛ دیسانتری.
زحیرلغتنامه دهخدازحیر. [ زَ ] (ع اِ) پیچاک شکم که خون برآرد. زحار و زحارة بمعنی زحیر آید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در اصطلاح طبیبان ، جنبشی (پیچشی ) است در روده ٔ راست (بز