دیرالجماجملغتنامه دهخدادیرالجماجم . [ دِ رُل ْ ج َ ج ِ ] (اِخ ) دیری است در بابل (عراق ) واقع در هفت فرسخی کوفه و بنا بگفته یاقوت در جهت راه بیابانی بصره است و در نزدیکی آن دیری است ب
دیر قرةلغتنامه دهخدادیر قرة. [ دَ رِ ق ُرْ رَ ] (اِخ ) در مقابل دیرالجماجم است که حجاج و ابن الاشعث در آن فرود آمدند. ابن کلبی گوید این دیر منسوب به قره است و او مردی از بنی حذافةب
بشرلغتنامه دهخدابشر. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن جارود عمروبن حنش عبدی .یکی از اشراف شجاع بود و در عراق با ابن اشعث بر حجاج بن عبدالملک بن مروان خروج کرد و در جنگهای مزبور شرکت جست و در
عمرلغتنامه دهخداعمر. [ ع ُ م َ ] (اِخ ) ابن موسی بن عبیداﷲبن معمر. مشهور به ابن معمر.از فرماندهان شجاع قرن اول هجری . وی به کمک ابن اشعث بر عبدالملک بن مروان خروج کرد. و در واق
ذوالصفالغتنامه دهخداذوالصفا. [ ذُص ْ ص َ ] (اِخ ) نام کوهی است . جریر گوید : و لم یشهد الجونین والشعب ذالصفاو شدّات قیس یوم دیرالجماجم .(المرصع).
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن زحربن قیس جعفی . یکی از سرداران شجاع و شریف دوره ٔ مروانیان است ، که علیه حجاج ثقفی حمله کرد و خلع عبدالملک بن مروان را از خلاف