دیالغتنامه دهخدادیا. (یونانی ، پیشوند) مزیدمقدمی است یونانی بمعنی با، از، من ، به ، در وسط، درفاصله و غیره چنانکه در دیامرون ، دیافرغما، دیاسقولیطوس ، دیاقورا و دیافنطس و غیره
دیاطاسارونلغتنامه دهخدادیاطاسارون . [ ] (معرب ، اِ) (مرکب از دیا، بمعنی با + «طاسارون = تسارون » بمعنی چهار) تریاق . معجون الاربعة. (یادداشت مؤلف ).
دیاخلیونلغتنامه دهخدادیاخلیون . [ خ َ ] (معرب ، اِ) (مرهم ...) یا مرحم داخلون ، دیاخیلون . (کلمه ٔ اغریقیه از «دیا» بمعنی با، و «خولس » به معنی شیره و عصاره ) نوعی مرهم که محلل و مذ
دیاسقوریدسلغتنامه دهخدادیاسقوریدس . [ دیا دِ ] (اِخ ) دیسقوریدوس ، دسیقوریدس . ذیسقوریذوس . دیوسکوریدس . رجوع به دیوسکوریدس . و ذیاسقوریذوش شود.