اقتصاد دگراندیشheterodox economyواژههای مصوب فرهنگستاناصطلاحی پوششی برای اشاره به مکاتب خارج از اقتصاد نوکلاسیک (neoclassic economy)
مخالففرهنگ مترادف و متضاد۱. پادزهر، پرخیده ۲. حریف، خلاف، دشمن، طاغی، عدو، مدعی، معارض، مغایر، منافی، ناجور، ناموافق، ۳. دگراندیش، اپوزیسیون ۴. نقیض، ضد، عکس ≠ موافق
ناباوریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ناباوری، عدم اعتقاد، عدم قبول، نظر مخالف تشکیک، سوء ظن، بدبینی تکذیب، نفی، انکار دگراندیشی، دیگراندیشی، ضدیت، بدعت، لامذهبی بوالهوسی، بیثب
دراندیشیدنلغتنامه دهخدادراندیشیدن . [ دَ اَ دی دَ ] (مص مرکب ) اندیشیدن . اندیشه کردن : امیر بدگمان گشت و دراندیشید و دانست که خشت از جای خود برفت . (تاریخ بیهقی ص 235).دراندیش ارچه ک