دکلمهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخواندن متنی ادبی با آهنگ و حالتهای مناسب که مؤید معنی و مضمون خاص آن باشد.
دکلمهdeclamation, declaim 1واژههای مصوب فرهنگستان1. نوعی بیان پرطمطراق و آهنگین در اجرای بعضی قطعات نمایشی 2. قطعهای مستقل که یک نفر آن را به شیوۀ اغراقآمیز اجرا میکند و معمولاً بهصورت مسجع و منظوم است