دکسلغتنامه دهخدادکس . [ دَ ] (ع مص ) خاک زدن بر روی کسی . (از منتهی الارب ). پاشیدن خاک بر کسی . (از اقرب الموارد از محیط المحیط). و اقرب الموارد در غلطنامه ٔ خود آنرا بنقل از
دکسلغتنامه دهخدادکس . [ دَ ک َ ] (ع مص ) نشستن بعض چیزی بر بعض . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
دکسترینلغتنامه دهخدادکسترین . [ دِ ] (فرانسوی ، اِ) یکی از ئیدراتهای کربون ، که فرمول کلی آن مانند نشاسته است ولی مولکول آن کوچکتر و درهم پیچیدگی آن کمتر است . دکسترینها از «چندقند
معادل دکستروزdextrose equivalent, DEواژههای مصوب فرهنگستاندرصد آبکافت پیوندهای گلیکوزیدی در فراوردههای نشاستهدار براساس مقدار دکـسـتـروز، یـعنی D ـ گـلوکوز، در وزن مادۀ خشک اولیه